آسمان درد من از وسعت تو بیشتر است

مهربان یار من از غصه ی من بی خبر است

درد پنهان ،غم و اندوه دلم چندان کرد

عمر با غصه و اندوه،یقین بی ثمر است

حاصل عشق چو باشد شب هجران و فراق

مرهم وصل بر این زخم جدایی اثر است

غیر تنهایی و بی همدمی و هجر نگار

همه چیزی به جهان گذرا در گذر است

برگ پاییزی و خشکیده ز بادی افتد

بیخ گوش دل تنها غم مرگ دگر است

بیش ازینها مکن ای دوست جفا با یاران

جان سپردن به اجل زودتر از یک نظر است

رفت یارم ز زمین سوی فلک، لیک هنوز

هر زمان در نظرم چهره ی او  جلوه گرست

سخنان دگران بر من و دل چون زهر است

نازنینا،سخن تلخ تو هم چون شکر است

نازنینم، غم هجران تو دردیست گران

شب و روز از غم نادیدن تو دیده تر است

آسمان ، درد من از وسعت تو بیشتر است

همه ی درد جهان با دل من همسفر است